نامه های سرگشاده
|
|
Friday, January 16, 2004
**سلام
من نمیدانم حسن یونسی کیست و چه کاره است و آیاشایستگی نماینده شدن را دارد یا نه. ولی یک چیز را میدانم و آن این است که رد یا تایید صلاحیت نامزد نمایندگی شدن با اینکه چه کسی بهتر است به مجلس برود فرق دارد. تایید صلاحیت یک نامزد انتخابات حتما به معنی اینکه طرف لیاقت نماینده شدن را دارد نیست بلکه حد اقل به صورت نظری به این معنی است که طرف حداقل شرایط قانونی را داراست و بس. کسی ادعا نکرده که معیار تایید یا رد صلاحیت افراد نامزد انتخابات مجلس به سوابق انقلابی و یا آشنایی آنها با سیاست خارجی و مسایل امنیت ملی دارد. هر چند که من حتی در اینکه این افراد حتی این امتیازات را نیز داشته باشند نیز شک دارم و البته اگر فرصتی پیش آمد در این باره هم خواهم نوشت تا مشخص شود آقای حسن یونسی تا چه حد در این باره محق است. البته از ایشان که خود اذعان دارند در این مسایل سر رشته ای ندارند خوب این ادعاها هم عجیب نیست. به هر حال برگردیم سر اصل مطلب و آن این است که اگر آقای حسن یونسی خود را در معیارهای مربوطه کمتر از افرادی میداند که نام برده در هر صورت این ربطی به تایید و یا رد صلاحیت افراد ندارد. معیار تایید صلاحیت افراد جدای از اینکه این معیارها واقعا عادلانه در مورد افراد به کار رفته یا نه این است که آنها به قانون اساسی پایبند باشند و همینطور در مورد آنها سوابق سو و پیشینه کیفری وجود نداشته باشد. و گرنه چیزهایی را که ایشان نام برده اند از معیارهایی است که معمولا باید توسط مردم و در پای صندوقهای رای در نظر گرفته شود و نه در رد یا تایید صلاحیتها. حالا کسی که خود با زبان خودش و آن هم در زندان و دادگاه بلکه با کمال افتخار در کنگره حزبش اعتراف کرده که با براندازان و سلطنت طلبان وطن فروش خارج از کشور (که خودشان هر روز یکی پرونده جیره خواری و خیانتهای دیگری را رو میکنند) ارتباط و رفت و آمد دارد چگونه و با چه رویی ادعای صلاحیت میکند؟ البته من از دلیل واقعی و پرونده های این افراد اطلاعی ندارم ولی این حد اقل قضیه است که من به عنوان یک ایرانی شاهد آن هستم. شما ببینید اگر مثلا کسی در آلمان ادعا کند که با گروههای طرفدار هیتلر و نازیها در ارتباط است یا در آمریکا یک نماینده کنگره به ارتباط داشتن با کسانیکه در خارج برای برهم زدن نظم و براندازی در آمریکا با کمک دیگران مشغولند اعتراف کند آن وقت چه سرنوشتی در انتظارش است. این آقایان و خانمها همینکه در این دوره هم از مجلس بیرونشان نینداختند باید خدا را شکر کنند. ای کاش یک بار هم که شده دست از این نفاق و دروغگویی برمیداشتند و واقعا راستی راستی استعفا میدادند. آقایان در این 4 سال چه گلی بر سر ملت زدند که حالا سر اینکه این دو روزه پایان عمر این دوره مجلس اینقدر بر سرمان منت میگذارند که ممکن است استعفا بدهند؟ آقایان در این چند ساله چه طرحی به تصویب رساندند که واقعا به درد صنعت و اقتصاد این کشور بخورد و یا دردی از این ملت درمان کند؟ در طرحهایشان به غیر از خدعه و تشنج زایی و مردم فریبی چه بود؟ آیا طرح فرستادن دانشجویان دختر مجرد به صورت بورسیه به خارج ار کشور را یادتان هست؟ یادتان هست که چه غوغایی بر سر آن برپا کردند که انگار قبل از آن هیچ دختری حق تحصیل در خارج از کشور را نداشته؟ خوب چه شد؟ آیا میتوانید بگویی چند دختر از این قانونی که این آقایان و خانمها این قدر وقت مجلس و انرژی دولت را روی آن گذاشتند بهره مند شدند؟ و یا اینکه چه کسانی بهره مند شدند؟ قضیه این نیست که در دادگاههای ما همه چیز خوب است یا اینکه واقعا حق افراد زیادی از مردم به نفع گردن کلفتها و افراد سودجو و حق حساب بده پایمال میشود. بلکه قضیه این است که این آقایان و خانمهای مدعی اصلاح طلبی در میان این همه درگیریشان با قوه قضاییه به غیر از جار و جنجال و طرفداری به حق یا نابحق از دوستان و همپالگیهای خودشان کجا برای نمونه هم که شده به درد مردم عادی رسیدند و به یک قاضی به خاطر پایمال کردن حق یک هموطن عادی که دستش از همه جا کوتاه است اعتراض کردند؟ به طور خلاصه اینکه آقای حسن یونسی صورت مسئله را عوض کنند و حتی بازهم با صورت مسئله دستکاری شده هم تا این حد به بیراهه رفته باشند دلیلی است بر میزان معلومات و سطح درک ایشان. نامه سرگشاده فرزند وزير اطلاعات به شوراي نگهبان حسن يونسي فرزند وزير اطلاعات و يكي از نامزدهاي تأييد شده نمايندگي مجلس طي نامه سرگشاده اي از وضعيت ردصلاحيت ها انتقاد كرده است. متن اين نامه به شرح زير است : من خودم را داوطلب نمايندگي مردم كردم چون فكر مي كردم مثل يكي از آنها هستم يا حداقل چون دوست دارم مثل يكي از آنها باشم و از جنس آنها باشم. من هم مثل اكثر مردم كوچه و بازارگاهي دچار لغزش ها و كوتاهي هايي مي شوم، من هم گاهي نمازم قضا مي شود، گاهي هم ممكن است به هر دليلي وقتي در سحرگاه ماه رمضان همسايه مان سركي بكشد چراغ خانه مان را خاموش ببيند. من هم گاهي ريشم را مي تراشم و شلوار جين مي پوشم. من هم مانند بسياري از مردم كوچه و بازارگاهي به خودم جرأت مي دهم و همه تقصيرها را به گردن مسئولين مي اندازم و حتي گاهي علني مقامات عالي نظام را به باد انتقاد مي گيرم. گاهي هم اداي روشنفكران را در مي آورم و در بحث و جدل ها، اصولي را كه شما و دوستانتان مسلم فرض كرده ايد به چالش مي كشم تا شايد در اين ميان دستاويزي براي آرامش پيدا كنم. گاهي هم وقتي درگيرودار جدل هاي سياسي از همه چيز و همه كس از اصلاح طلب گرفته تا محافظه كار خسته مي شوم راهي نمي ماند و ناچار راه گريز از اين وضعيت را در تغيير ساختاري جست وجو مي كنم. من خود را داوطلب نمايندگي مجلس كردم چون دوست داشتم از جنس همين مردمي باشم كه براي شما ناشناخته اند. اما دوستان عزيز باور كنيد وقتي ديدم بسياري از كساني كه من درس سياست و شجاعت و حقيقت طلبي و آزاديخواهي را از آنها فراگرفته ام و حتي امام و انقلاب را از زبان آنها شناخته ام در دايره تنگ صلاحيت براي نمايندگي از همين مردم نمي گنجند، از اينكه در مقابل آنها صلاحيت مرا تأييد كرده و شايسته نمايندگي مردم دانسته بوديد احساس شرم كردم. علاوه بر آنكه دوستان و اطرافيانم با گوشه و كنايه و طنز به من مي گفتند كه حتماً در تو عيبي بوده است كه صلاحيتت تأييد شده است. آقايان محترم، باور كنيد من نه از بهزاد نبوي و آرمين انقلابي ترم و نه از آنها به امام و آرمان هايش آشناتر، نه از كولايي به سياست خارجي آگاه ترم و نه از ميردامادي به مسايل امنيت ملي عالم تر، نه از خاتمي با سياست آشناتر و نه از خوئيني و حقيقت جو با زواياي انديشه هاي قشر دانشجو آشناتر و نه از منتجب نيا و قوامي ديندارتر و با اسلام آشناتر، نه تنها يك روز در جبهه نبوده ام كه معني حتي يك روز اسارت چون ناصر خالقي ها را هم نمي دانم. آقايان محترم لطفاً يا چتر نظام اسلامي را آنقدر بگسترانيد و اين دايره را آنقدر وسيع كنيد كه سياستمداراني چون بهزاد نبوي ها هم در آن بگنجند يا نام مرا نيز از اين دايره تنگي كه هر روز هم تنگ تر مي شود و فقط اقليت شناخته شده اي در آن جاي مي گيرند خارج كنيد و مرا از ملامت دوستانم برهانيد Sunday, August 10, 2003
**آقاي رئيس جمهور، سلام!
امروز قريب 04 روز از اسارت آقايان «سعيد ابوطالب» و «سهيل كريمي» مي گذرد كاش هيچ روزي بر آنان نمي گذشت كه در بند دژخيمان آمريكايي باشند و خدا كند تلاش هاي شما براي رهايي آنان زود زود به ثمر بنشيند و آنها را به سرزمين مان بازگرداند زيرا شما در جمع ايرانيان در سازمان ملل فرموديد: «ايراني در هر كجا باشد از حقوق يك شهروند برخوردار است و دولت جمهوري اسلامي هم موظف است كه اين حقوق را ادا كند.» آقاي رئيس جمهور، آنها ايراني و هموطن مايند و هر چند كه نمي دانم سهم آنان از حقوق شهروندي چقدر است زيرا من هنوز نفهميده ام كه اين حقوق شهروندي يعني چه؟ اما بر اساس گفته ي شما دولت موظف است به انجام اين كار و اداي اين حقوق! رئيس جمهور محترم، شنيدن خبر اسارت آنان داغ دل همه را تازه كرد زيرا فقط آناني كه چشم به در دارند مي دانند اين خبر يعني چه و شنيدنش چه مي كند با انسان و اين روزها چگونه مي گذرد بر خانواده آنان. آقاي رئيس جمهور، خدا كند وقتي كه براي آزادي آن چهار مرد سرزمين مان (سيد محسن موسوي، حاج احمد متوسليان، كاظم اخوان و محمد تقي رستگار مقدم) دعا مي كنيم نام «سعيد ابوطالب» و «سهيل كريمي» هم به ليست اضافه نشود چرا كه 12 سال از اسارت آن چهار دلاور مي گذرد. «سعيد » و «سهيل» مثل آن چهار نفر جاي دوري نرفته اند آنها در همين نزديكي در كشور همسايه اسير شده اند و اميدوارم اين نزديكي راه بازگشت آنها را هموار كند و زودتر از وضعيت آنان باخبر شويم و آنان راه نزديكتري را براي آزادي بپيمايند! آقاي رئيس جمهور، اميدوارم بر زمان اسارت اين دو نفر هيچ ماه و فصلي اضافه نشود هر چند آن چهار نفر سالهاست براي مسئولين سرزمين مان ستاره سهيل شده اند ولي اميدوارم اين وضعيت براي «سعيد» و «سهيل» پيش نيايد و اين روزها شاهد باشيم كه شما به ديدار خانواده اين دو عزيز مي رويد و از آنان دلجويي مي كنيد و به آنان مي گوييد كه به عنوان رئيس دولت جمهوري اسلامي حراست از حقوق اتباع ايراني در سراسر گيتي اهميت ويژه اي دارد و شما اين مهم را انجام داده و آن دو عزيز را به وطنشان باز خواهيد گرداند. يگانه آويني Saturday, May 17, 2003
**حتما شما هم در جريان گزارش هيئت تحقيق و تفحص مجلس شوراى اسلامى در باره سازمان صدا و سيما هستيد. صرف نظر از آنكه مطالب آن گزارش تا چه حد درست و يا غلط بوده بياييد با هم نامه سرگشاده زير را بخوانيم:
نامه مديرمسئول كيهان به رئيس مجلس در پي طرح ادعايي توسط هيئت تحقيق و تفحص مجلس از صداوسيما درباره روزنامه كيهان، حسين شريعتمداري طي نامه اي به مهدي كروبي، ادعاي مذكور را القاي ناشيانه شبهه عليه كيهان دانست. متن نامه مذكور به اين شرح است: حضور محترم حجت الاسلام والمسلمين جناب آقاي كروبي رياست محترم مجلس شوراي اسلامي با عرض سلام و تجديد ارادت؛ ضمن احترام به اقدام مجلس در تحقيق و تفحص از صداوسيما و ضرورت پي گيري آنچه در گزارش آمده است، به استحضار مي رساند در بخشي از فصل چهارم اين گزارش كه روز 17/2/82 از تريبون مجلس قرائت گرديد، نام روزنامه كيهان نيز در كنار چند چاپخانه ديگر به عنوان دريافت كننده مبالغي از صداوسيما مطرح شده است كه چگونگي طرح آن در گزارش ياد شده تعجب آور و سؤال برانگيز است و اين احتمال را قوت مي بخشد كه تهيه كنندگان گزارش با بهره گيري از يك شگرد غيراخلاقي- و البته ناشيانه- در پي القاي شبهه عليه كيهان بوده اند، چرا كه؛ الف- مطابق اسناد موجود در حسابداري مؤسسه كيهان- كه به يقين نسخه اي از آن در اختيار اعضاي هيئت نيز قرار دارد- مبلغ مورد اشاره بابت هزينه چاپ روزنامه جام جم دريافت شده كه همه روزه مانند بسياري از روزنامه ها و نشريات ديگر در چاپخانه مؤسسه كيهان به چاپ مي رسد. بنابراين معلوم نيست كه هيئت محترم تحقيق و تفحص با چه انگيزه و براساس كدام منطق و فرمول گزارش نويسي در گزارش خود كه موضوع آن تخلفات صداوسيماست، پاي روزنامه كيهان را به ميان كشيده اند؟ جنابعالي مستحضريد و اميد است به اعضاي محترم هيئت نيز اين نكته بديهي و ابتدايي را گوشزد فرمائيد كه در گزارش تحقيق و تفحص به موارد تخلف اشاره مي شود و نه مواردي كه در گزارش كار يك سازمان يا وزارتخانه تعريف قانونمندي دارد. ب- در بند مورد اشاره، از چاپخانه هاي طرف قرارداد روزنامه جام جم مانند چاپ رايان، چاپخانه سي جزء، انتشارات سروش و چاپ نازرنگ با عنوان چاپخانه ياد شده ولي درباره كيهان به جاي چاپخانه كيهان كه بخشي از مؤسسه كيهان و طرف قرارداد روزنامه جام جم است، از عبارت «روزنامه كيهان» استفاده شده است كه اگر ناشي از بي خبري اعضاي محترم هيئت تحقيق و تفحص از ابتدايي ترين مسائل حسابرسي نباشد، نشانه برخورد غيراخلاقي آنان براي انتقام كشي از روزنامه كيهان است كه علي رغم شعار جامعه چندصدايي، صداي آن را برنمي تابند. ج- در همين گزارش به جاي اشاره به پرداخت هزينه چاپ روزنامه جام جم به چاپخانه كيهان، از عبارت «پرداخت يارانه در وجه روزنامه كيهان، چاپ رايان، شركت انتشارات سروش و نيز، چاپخانه هاي سي جزء و نازرنگ» استفاده شده است كه علاوه بر تكرار اشتباه- انشاءالله غيرعمدي- قبلي، به كارگيري كلمه «يارانه» درباره مبلغي كه چاپخانه كيهان بابت چاپ روزنامه جام جم دريافت كرده است، تعجب آور است و مؤسسه كيهان، تعقيب قانوني اعضاي هيئت را به اتهام «نشر اكاذيب به قصد اضرار و اسناد مطالب خلاف واقع» كه مدلول ماده 698قانون مجازات اسلامي است، حق طبيعي خود مي داند. د- از جنابعالي به عنوان رئيس مجلس شوراي اسلامي مصرانه تقاضا دارم هيئت تحقيق و تفحص را ملزم فرمائيد اسناد و دلايلي كه براساس آن نام روزنامه كيهان را در گزارش خود جاي داده اند، افشاء كنند تا ميزان صداقت آنها براي مردم آشكار شود. مگر نه اينكه، دانستن حق مردم است؟ هـ- بديهي است كه اعتراض كيهان، تنها به توهم پراكني و برخورد غيراخلاقي اعضاي هيئت عليه روزنامه كيهان است و درباره بخش هاي ديگر گزارش تحقيق و تفحص از صداوسيما به دليل عدم اطلاع از چگونگي ماجرا، قضاوتي ندارد. و- جناب آقاي كروبي! با توجه به دستور صريح حضرت امام- رضوان الله تعالي عليه- خواهشمند است دستور فرمائيد كه متن كامل اين نامه به عنوان جوابيه كيهان از تريبون مجلس شوراي اسلامي قرائت شود. با احترام و التماس دعا حسين شريعتمداري نماينده رهبر معظم انقلاب و سرپرست مؤسسه كيهان |
|
||||||||||||||||||||
|
|
|||||||||||||||||||||